
وقتی سالن زنده شهر را به تعطیلی میکشانند و فرصت رقابت را هم از متقاضیان میگیرند!
سینما فرهنگ میانه، بهجای آنکه به کانون نشاط اجتماعی، فعالیتهای هنری و رونق فرهنگی شهر تبدیل شود، امروز درگیر تعطیلی، بلاتکلیفی و ابهاماتی است که پاسخگویی صریح مسئولان ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی را به مطالبهای جدی تبدیل کرده است.
سینما فرهنگ میانه سالها میتوانست یکی از پایگاههای مهم نشاط اجتماعی و فعالیتهای فرهنگی این شهرستان باشد؛ ظرفیتی که در دوره فعالیت مستأجر پیشین، با تلاش و هزینهکرد شخصی او، جان تازهای گرفته بود. برگزاری مستمر کنسرتها و برنامههای شاد هنری، فعال شدن گروههای هنری و جلسات نقد و بررسی فیلم، برگزاری نمایشگاه های کتاب و ...، تعامل با ادارات و نهادهای شهرستان، رسیدگی به فضای محیطی، زیباسازی و درختکاری، تنها بخشی از اقداماتی بود که برای احیای این مجموعه انجام شد و شهروندان شاهد عینی آنها هستند.
اما این مسیر، در میانه راه و در شرایطی که کشور با پیامدهای جنگ و رکود فعالیتهای فرهنگی و هنری مواجه بود، به بنبست رسید.
وعدههایی که ظاهراً به اندازه اجارهبها اعتبار نداشتند!
بر اساس اطلاعات موجود، مستأجر پیشین سینما در دوره رکود ناشی از جنگ، با وعده مساعدت و بخشودگی بخشی از اجارهبها مواجه شده بود؛ وعدهای که به گفته وی، در عمل محقق نشد. حتی اجارهبهای دورهای که سالن عملاً تعطیل بود نیز از مطالبات او کنار گذاشته نشد و با مسدود شدن حسابهایش، فشار مالی بیشتری بر وی وارد شد.
از سوی دیگر، وعده سه ماه فعالیت بدون پرداخت اجارهبها نیز، بنا بر روایت مطرحشده، سرانجامی نداشت و بد عهدی اداره کل ارشاد استان، به تعطیلی سینما و تحویل آن به متولیان دولتی انجامید.
اکنون پرسش روشن این است: آیا در مدیریت یک مجموعه فرهنگی، فقط مطالبه اجارهبها اهمیت دارد یا حفظ سرمایهگذاری، انگیزه و تلاش کسی که برای زنده نگه داشتن یک ظرفیت فرهنگی و هنری هزینه کرده نیز باید مورد توجه قرار گیرد؟
اگر قرار است بخش خصوصی در حوزه فرهنگ سرمایهگذاری کند، چگونه میتوان از فعالان این عرصه انتظار ماندن و هزینه کردن داشت، وقتی در روزهای دشوار، وعدههای حمایتی نیز به سرانجام نمیرسند؟
افزایش ۲.۵ برابری اجارهبها؛ مزایدهای که مشتری نداشت!
پس از تعطیلی سینما، موضوع واگذاری آن از طریق مزایده مطرح شد؛ اما افزایش حدود ۲.۵ برابری اجارهبها، به گفته منابع مطلع، با استقبال متقاضیان مواجه نشد و مزایده بدون شرکتکننده باقی ماند.
این اتفاق، دستکم یک پرسش جدی درباره مبنای کارشناسی و تناسب مبلغ تعیینشده با شرایط اقتصادی، وضعیت سالن و توان درآمدزایی آن ایجاد میکند.
وقتی یک مجموعه فرهنگی با رکود و تعطیلی دستوپنجه نرم میکند، آیا افزایش چشمگیر اجارهبها میتواند راهکار مناسبی برای احیای آن باشد؟ یا چنین تصمیمی عملاً مسیر بازگشت سرمایهگذاران را مسدود میکند و در نهایت، هزینه آن را شهروندانی میپردازند که از یک فضای فرهنگی محروم میشوند؟
مزایده دوم؛ اطلاعرسانی در ابهام، فرصت رقابت در ابهام بیشتر!
ماجرا اما به همینجا ختم نمیشود.
پس از بینتیجه ماندن مزایده نخست، سینما بهصورت موقت در اختیار فردی قرار گرفت تا مجموعه از تعطیلی خارج شود و مراحل بعدی واگذاری پیگیری شود. با این حال، درباره نحوه انتشار آگهی مزایده دوم، زمان اطلاعرسانی و میزان دسترسی متقاضیان به اطلاعات، ابهامات جدی مطرح است.
بر اساس اطلاعات دریافتی، آگهی مزایده دوم بدون اطلاعرسانی به اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان میانه منتشر شده(چون رئیس ارشاد میانه اظهار بی اطلاعی کرده است) و شماری از علاقهمندان زمانی از آن مطلع شدهاند که مهلت شرکت در مزایده به پایان رسیده بود.
اگر این روایت صحت دارد، پرسش اساسی آن است که چرا فرصت اطلاع از یک فراخوان عمومی، به شکلی فراهم نشده که متقاضیان بالقوه بتوانند در زمان مقرر از شرایط واگذاری مطلع شوند و برای شرکت در رقابتی شفاف تصمیم بگیرند؟
مزایده زمانی معنای واقعی دارد که فرصت رقابت برای همه واجدان شرایط فراهم باشد، نه اینکه انتشار آگهی صرفاً به انجام یک مرحله اداری محدود شود.
همچنین این شائبه مطرح است که آیا نحوه اطلاعرسانی و زمانبندی مزایده دوم، عملاً امکان حضور دیگر متقاضیان را کاهش داده است؟ آیا قرار است در نهایت، واگذاری از مسیر ترک تشریفات انجام شود؟ و اگر چنین تصمیمی مطرح است، مبنای قانونی، اقتصادی و اداری آن چیست؟ در حالی که متقاضیانی وجود دارند که سرشان بی کلاه مانده است.
این پرسشها اتهام قطعی به هیچ شخص یا نهادی نیست؛ بلکه مطالباتی روشن درباره حقوق عمومی و ضرورت شفافیت در واگذاری یک مجموعه فرهنگی است. پاسخ به آنها نیز نباید با سکوت یا کلیگویی جایگزین شود.
سینما فرهنگ ملک شخصی کسی نیست؛ سرمایه فرهنگی مردم میانه است!
مسئله فقط یک قرارداد اجاره یا اختلاف میان مستأجر و دستگاه متولی نیست. سینما فرهنگ بخشی از ظرفیت فرهنگی شهر میانه است؛ مجموعهای که تعطیلی آن، فرصت تماشای فیلم، برگزاری برنامههای هنری و ایجاد نشاط اجتماعی را از شهروندان میگیرد.
نمیتوان از ضرورت نشاط اجتماعی، حمایت از هنر و مشارکت بخش خصوصی سخن گفت، اما در عمل، تصمیمهایی اتخاذ کرد که نتیجه آن تعطیلی یک مجموعه فرهنگی و سردرگمی متقاضیان برای احیای آن باشد.
اگر اجارهبهای تعیینشده بهگونهای است که حتی یک متقاضی هم حاضر به ورود نمیشود، اگر وعدههای حمایتی به اختلاف و تعطیلی منتهی میشود و اگر درباره نحوه اطلاعرسانی مزایده پرسشهای جدی وجود دارد، دیگر نمیتوان همهچیز را صرفاً یک روال عادی اداری دانست.
مطالبه روشن از مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی
انتظار میرود ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی بدون تأخیر، درباره موضوعات زیر شفافسازی کند:
۱. مبنای کارشناسی افزایش حدود ۲.۵ برابری اجارهبهای سینما فرهنگ چه بوده است؟
۲. وضعیت دقیق مطالبات مستأجر پیشین، وعدههای مربوط به تخفیف اجارهبها و توافق سه ماه فعالیت بدون اجاره چه بوده و چرا به وعده ها عمل نشده و این اختلاف به تعطیلی سینما انجامیده است؟
۳. آگهی مزایده دوم در چه تاریخی، از چه مجاری و با چه میزان اطلاعرسانی عمومی منتشر شده است؟ چرا، بنا بر اطلاعات مطرحشده، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی میانه نیز در جریان این اطلاعرسانی قرار نگرفته است؟ به زبان روشن تر چرا رئیس ارشاد میانه در جریان واگذاری سینمای شهری که در آن ریاست می کند، قرار نداشته است؟ یا اگر قرار داشته، ارشاد میانه که در بیانیه دادن ید طولانی دارد، چرا سکوت کرده است؟
۴. آیا واگذاری سینما به فردی که در دورهای بهصورت موقت آن را در اختیار داشته، از طریق مزایده انجام خواهد شد یا موضوع ترک تشریفات واگذاری مطرح است؟ در صورت انتخاب مسیر دوم، مستندات قانونی و دلایل اقتصادی آن چیست؟
۵. چه برنامهای برای بازگشایی پایدار سینما، تعیین اجارهبهای متناسب با ظرفیت واقعی آن و جلوگیری از تداوم تعطیلی این مجموعه وجود دارد؟
ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی باید به افکار عمومی توضیح دهد که چرا سینمایی که با تلاش یک فعال فرهنگی به محلی برای برگزاری برنامههای هنری و ایجاد نشاط اجتماعی تبدیل شده بود، امروز به این وضعیت رسیده است و چه تضمینی وجود دارد که روند واگذاری آن با شفافیت و رعایت فرصت برابر برای متقاضیان انجام شود.
سینما فرهنگ میانه نه ملک شخصی مدیران است و نه موضوعی که بتوان سرنوشت آن را پشت درهای بسته تعیین کرد. این مجموعه به مردم تعلق دارد و مردم حق دارند از چگونگی اداره، تعطیلی و واگذاری آن مطلع باشند.
سکوت در برابر این پرسشها، ابهامات را برطرف نمیکند. سینما فرهنگ باید از بلاتکلیفی خارج شود؛ با شفافیت، پاسخگویی و تصمیمی که منافع فرهنگی و هنری مردم میانه را در اولویت قرار دهد، نه با تکرار چرخه تعطیلی و وعدههای بیسرانجام.