
وقتی اختلافات و خودنمایی ها سوژه خبرگزاری ها و رسانه ها میشود.
پاچه خواری؛ نمک سفرهای استانی
این سؤال مطرح میشود که چرا اساساً چنین فرهنگی در جامعه شکل گرفته که برخی از مدیران و مسئولان محلی معتقدند اگر پیش از بیان هر درخواست یا خواستهای چند دقیقه از مقام بالای خود تعریف کنند
همهچی آرومه، ما چقدر خوشبختیم!
مسئله این است که مسئولین برای شنیدن تعریف و تمجید به شهرستان نمیروند. یکی از دلایل اصلی سفرهای استانی باید این باشد که تصویر نزدیکتری از وضعیت واقعی منطقه به دست آورند. اگر قرار باشد همه چیز در حضور آنها خوب و رو به رشد توصیف شود و مشکلات نیز با تاخیر و به شکل غیرمستقیم بیان شوند، قسمتی از فلسفه حضور میدانی مسئولان از بین میرود.
اتفاقاتی که در میانه رخ داد یک نکته قابل تأمل را مجدداً در معرض دید قرار داد؛ اگر مسئولان محلی بخواهند تا خواستههای مردم شهرشان را به مدیران ارشد منتقل کنند، بیش از آنکه به ستایش از آنها نیاز داشته باشند، نیاز به بیان روشن مسائل دارند. شاید اگر این قاعده ساده بهطور جدی مورد توجه قرار گیرد، سفرهای استانی نیز دیگر به برنامههایی تبدیل نشوند که بخش زیادی از زمان آن صرف استقبال، سخنرانی، تقدیر و تعریف میشود، و به واقعیت نزدیکتر شوند؛ رفتن به میان مردم برای مشاهده مشکلاتی که در گزارشهای رسمی معمولاً نادیده گرفته میشود. در این صورت، دیگر نیازی به این نخواهد بود که کسی در حین یک بازدید عمرانی با صدای بلند بگوید: پاچهخاری نکن!