
ذکریا عزتی/حائز درجه فوق ممتاز از انجمن خوشنویسان ایران و عضو هیئت موسس انجمن هنرهای تجسمی میانه
شهر، کتابخانهای گشوده است که شهروندان هر روز سطور آن را با چشمان خود ورق میزنند. سیمای بصری یک شهر، آینهای تمامنما از فرهنگ، سلیقه و هویت آن جامعه و نمایانگر میزان سواد بصری مدیران شهری است. نقاشیهای دیواری، المانها و خطوط بهکاررفته در فضای عمومی، قرار است آرامشبخش روان شهروندان، هویتبخش به محلات و پاسدار اصالتهای هنری باشند.
اما هنگامی که متولیان امر، بدون بهرهگیری از نظر کارشناسان، هنرمندان و متخصصانِ حوزه هنرهای تجسمی، پروژههای کلانِ «زیباسازی» را به دست افراد آماتور میسپارند، نتیجهای جز آشفتگی بصری، هدررفت سرمایه عمومی و دلسردی اهالی فرهنگ و هنر حاصل نمیشود.
فاجعهای به نام نقاشی دیواریِ آماتور
نقاشی دیواری شهری، صرفاً پاشیدن رنگ بر روی بتن و سیمان نیست؛ بلکه دانشی میانرشتهای شامل ترکیببندی ، تناسب مقیاس، روانشناسی رنگها و هارمونی با بافت معماری پیرامون است. متأسفانه اخیراً شاهد اجرای نقاشیهایی در سطح شهر هستیم که فاقد سادهترین اصول طراحی و پرسپکتیو هستند. تصاویری که قرار بود مایه افتخار یا نشاط باشند، به دلیل اجرای کاملاً غیرفنی، سطحی و آماتور، نهتنها زیباییشناختی شهر را ارتقا ندادهاند، بلکه چشمانداز خیابانها را مخدوش کردهاند. هنر عمومی جای مشق کردنِ افراد مبتدی و بیتجربه نیست.
خوشنویسی؛ هنری قدسی که قربانی شده
بخش دیگری از این پروژه، به اصطلاح خوشنویسی بر روی دیوارهاست. هنر خوشنویسی ایرانی (بهویژه نستعلیق و شکسته) میراثی گرانبهاست که رعایت قواعد کرسیبندی، تناسبِ مدات و سواکن، اتصالات و زاویه قلم در آن حیاتی است.
اجرای خطوط روی دیوارهای شهر با خطخوردگیهای فاحش، کجوکوله بودن حروف، رعایت نکردن نسبتهای طلایی و بیتوجهی به قواعد بصری خط، نهتنها ترویج هنر نیست، بلکه توهینی آشکار به اصالت خوشنویسی و ذائقه هنری شهروندان است. وقتی یک خطاط مبتدی بدون نظارت انجمن خوشنویسان یا اساتید این فن دست به قلم میبرد، نتیجه چیزی جز نابودی واژگان و مخدوش کردن فرهنگ مکتوب نخواهد بود.
هدررفت بیتالمال
مسئله مهمتر از ابعاد زیباییشناختی، مقوله «اقتصاد شهری و بیتالمال» است. بودجهای که شهرداریها برای زیباسازی هزینه میکنند، متعلق به تکتک شهروندان است. در شرایطی که شهر با کمبودهای عمرانی و خدماتی مواجه است، هزینه کردن از بودجه عمومی برای اجرای پروژههای بیکیفیت و آماتوری که بلافاصله نیاز به تخریب یا اصلاح پیدا میکنند، مصداق بارزِ اسراف و هدررفت سرمایه است. آیا واحد زیباسازی شهرداری پیش از واگذاری این پروژهها از هنرمندان ذیصلاح و یا انجمنهای تخصصیِ شهرستان استعلامی کرده است؟ چه کسی بر حسن انجام کار و کیفیت این طرحها نظارت داشته است؟
این هشدار، اما نه از بیرون، بلکه از درون مطرح شده بود. در اسفندماه سال ۱۴۰۴، در جلسه ای که با حضور اعضای محترم شورای اسلامی شهر، شخص شهردار و نمایندگان هنرمندان شهر برگزار شد، نگرانیهای جدی درباره کیفیت و اصول اجرای پروژههای زیباسازی شهری صریحاً و پیشاپیش به اطلاع مدیریت شهری رسیده بود. نمایندگان جامعه هنری شهرستان در آن نشست، بر ضرورت بهرهگیری از دیدگاه هنرمندان متخصص و رعایت اصول حرفهای و پرهیز از اجراهای آماتور در طرحهای نقاشی دیواری و خوشنویسی تأکید کرده بودند. اما با وجود این تذکرهای بهحق، مدیریت شهری بهجای درو گشودن به نقد و اصلاح روند، گویی بیتوجه از کنار این هشدارها گذشت و همین سیاستِ نشنیدن، به اجرای دوباره و همینروزهایِ این «نازیباسازی» تمامعیار انجامید.
پرسش اساسی اینجاست: وقتی تذکر کارشناسیِ نمایندگان رسمی اهالی هنر در جلسهای رسمی با قید تاریخ و حضور اعضای شورا و شهردار مطرح شده است، چگونه اداره امورِ زیباسازی، باز هم به سلیقه شخصی فراتر از نظر اهلفن اجازه اِعمال داده و بودجه عمومی را صرف طرحی کرده که همه میدانستند از ابتدا ورشکسته است
نتیجهگیری و راهکارها
هنر شهری، ویترین فرهنگ یک شهرستان است و نمیتوان آن را به سلیقههای شخصی و طرحهای سفارشیِ بیکیفیت تقلیل داد. از شهرداری محترم و شورای اسلامی شهر انتظار میرود:
۱. بلافاصله جلوی ادامه این روندِ غیرتخصصی را بگیرند.
۲. با تشکیل «شورای تخصصی هنرهای شهری» با حضور هنرمندان متعهد و صاحبنام بومی (در رشتههای نقاشی، گرافیک و خوشنویسی)، فرآیند ارزیابی و نظارت بر طرحها را ضابطهمند کنند.
۳. در پروژههای آتی، بهجای واگذاریهای سفارشی، از طریق فراخوانهای عمومی یا مناقصات میان هنرمندان حرفهای عمل نمایند.
شهروندانِ فهیم این دیار، لایق شهری زیباتر، اصیلتر و شایستهترند.