کد خبر: ۱۵۱۴۳۴
۱۱۲ بازدید
۰ دیدگاه (۰ تایید شده)

تفاهم ۶۰ روزه برای آتش‌بس یا جنگ؟

۱۴۰۵/۳/۳
۱۴:۱۷

 

 

برترین‌ها: شاید تا ساعاتی دیگر تفاهم برای آتش‌بس ۶۰ روزه بین ایران و آمریکا برای دستیابی به حصول توافق در موضوع هسته‌ای اعلام گردد. در این بین هر دو طرف در حال تحمیل خواسته‌های خود در فضای رسانه‌ای هستند. در حالی که منابع غربی از قبول شروط هسته‌ای آمریکا توسط ایران مبنی بر تعلیق ۲۰ ساله غنی‌سازی سخن می‌گویند، در این سو خبرگزاری‌های تسنیم و فارس این تعهد را تکذیب کرده‌اند.

هر چه هست این تفاهم احتمالی محل بحث و تفسیر است. این مطلب بدون توجه به این موضوع تنظیم شده است که آیا موضوع تفاهم امروز اعلام رسمی خواهد شد یا خیر.

45456546

در ادامه تفسیر اشکان زارع (روزنامه‌نگار) بر این تفاهم احتمالی را طی چند نکته قابل توجه می‌خوانید: 

-پیش‌نویسی از تفاهم میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده منتشر شده که هر بندی از آن، بلافاصله پس از امضا، توسط طرف دیگر به عنوان تهدید می‌تواند تفسیر می‌شود.

-ترامپ اعلام کرده که مذاکرات «بسیار نزدیک» به نهایی شدن است، اما در همین ادعا تاکید کرده که فقط در صورت تامین تمامی خواسته‌های آمریکا (از جمله در مورد برنامه هسته‌ای و تنگه هرمز) توافق را امضا می‌کند!

_در تهران با تایید جریان «تفاهم و نزدیکی»، همزمان تاکید دارد که در برابر «حقوق مشروع» خود عقب‌نشینی نخواهد کرد. سخنگوی وزارت خارجه اعلام کرده که مکانیزم تنگه هرمز باید با کشورهای همسایه (نه آمریکا) توافق شود.

_جنگ آمریکا با ایران با تغییر آنچه فشار حداکثری از سوی آمریکا نامیده می‌شد همراه بوده است؛ امروز، جنگ ساختار جغرافیای سیاسی منطقه را تغییر داده است. هر دو طرف جنگ به دنبال تثبیت دستاورد خود از جنگ هستند. (چه واقعی و چه موهوم) شاید بتوان گفت، این تفاهم نه یک «صلح پایدار»، بلکه یک «آتش‌بسِ مسلحانه» برای بازیابی توان است.

-برخلاف دوران برجام که بر «محدودیت‌های نظارتی» تکیه داشت، بندهای هسته‌ای این پیش‌نویس بر «تغییر وضعیت موجود» (Status Quo) تاکید دارد. آنچه در متن مورد ادعا دیده می‌شود، خروج از رویکرد غنی‌سازی متمرکز و حرکت به سمت «نظارت نظامی-صنعتی» است. از منظر واقع‌گرایی سیاسی، این بندها عملاً می‌خواهند ایران را از توانایی «گریز هسته‌ای» خارج کنند تا تهدید وجودی برای متحدان منطقه‌ای آمریکا (به‌ویژه اسرائیل) کاهش یابد. اما آیا جمهوری اسلامی ایران به آن تن می‌دهد؟

-این توافق/ تفاهم بر پایه «ابهام سازنده» بنا شده است. ایران به دنبال مشروعیت‌بخشی به حضور منطقه‌ای خود است و آمریکا به دنبال مهار نظامی ایران است.

-دوران پیش از جنگ، دیپلماسی در حاشیه میدان بود؛ امروز میدان، دستور کارِ دیپلماسی را می‌نویسد. این متن مورد ادعا در واقع سعی دارند هزینه‌های «جنگ تمام‌عیار» را برای هر دو طرف کاهش دهند بدون اینکه به ریشه اختلافات (نفوذ منطقه‌ای و هسته‌ای) پاسخ دهند.

-احتمال شکست این توافق احتمالی بسیار خواهد بود، چرا که هیچ‌کدام از بندها به «تغییر ذهنیت» طرف مقابل منجر نمی‌شود. آمریکا همچنان به دنبال مهار از طریق برتری مطلق است و ایران به دنبال تثبیت بازدارندگی خود است.

-با این تفاسیر می‌توان توافق برای آمریکا یک «هدف استراتژیک» نیست، یک «ابزارِ گذرا» است. این متن مورد ادعا  تا زمانی که «واقعیت موثر» در منطقه تغییر نکند، ارزشی بیش از کاغذهایش ندارند.

-آنچه آمریکا می‌داند این است که دوران توافق‌های طولانی‌مدت و چندلایه (مانند برجام‌های گذشته) تمام شده است. اگر متن مورد ادعا اجرا نشود — که به احتمال زیاد نخواهد شد — نتیجه نهایی این مسیر دیگر «مذاکره جدید» نیست. نتیجه نهایی، «تغییرِ وضعیت» خواهد بود. آمریکا بر این باور است که در نهایت به نقطه‌ای خواهند که یا ایران «تسلیمِ استراتژیک» را می‌پذیرد و تمام اهرم‌های قدرتش را زمین می‌گذارد، یا اینکه با یک تقابلِ نظامیِ تمام‌عیار مواجه خواهد شد که دیگر «وقفه» یا «آتش‌بسی» در آن وجود ندارد.

حتی اگر تفاهم‌/توافق امضا شود نمی‌توان آن را به عنوان «پایانِ تنش» ‌دیپ؛ می‌توان آن را «تأخیر در سرنوشت» نام‌ نهاد.

کانال صدای میانه در روبیکا کانال صدای میانه در تلگرام

نظر شما

اخبار روز