اقتصادنیوز: اعتراضات اخیر، از بازار تا خیابان، بار دیگر این پرسش را به مرکز توجه آورده است که چرا هشدارهای مکرر، درباره انباشت نارضایتیها شنیده نشد؟!

یک جامعهشناس و انسانشناس، تأکید میکند اعتراضات این روزها نه یک رخداد مقطعی، بلکه نوک قله مجموعهای از نارضایتیهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است که در دهههای گذشته انباشته شده و اکنون خود را نشان میدهد.
طی چند سال اخیر بارها تحلیلگران اقتصادی و سیاسی و جامعهشناسان نسبت به وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشور هشدار میدادند. چرا این هشدارها جدی گرفته نشد تا کار به اعتراضات و مطالبات بازاریان و مردم رسید؟
تصمیمات در ایران نهتنها در حوزه اقتصاد، بلکه در حوزههای حکمرانی آموزشی، آموزش عالی، مدیریت شهری و حوزههای دیگر، بر پایه علوم اجتماعی و علوم انسانی، یا دقیقتر بگویم بر پایه عقلانیت مدرن و علم جدید استوار نشده است. گفتوگوهایی که در درون نظام حکمرانی صورت میگیرد، در تمام دورههای گذشته البته با درجات متفاوت کم یا زیاد بر بدبینی به علم جدید استوار بوده است؛ بهویژه در باب علوم انسانی و اجتماعی.
مردم باید احساس شهروندی کنند
اگرچه عامل محرک و جرقه اولیه اعتراضات، محرومیتها، نابرابریها و فشارهای مادی و عینی بر زندگی مردم بوده است، اما این اعتراضات در بستری اجتماعی، سیاسی و فرهنگی بسیار بزرگتر امکان ظهور و بروز پیدا کردهاند؛ بستری که در آن نارضایتی ابعادی پیچیده و درهمتنیده دارد.
مسئولان بهجای تولید رضایت، همّ و غم و توان خود را بر مدیریت و کنترل نارضایتیها متمرکز کرده اند. این رویکرد، یعنی بیتوجهی به رضایت و تکیه بر کنترل نارضایتی، موجب ثبات و پایداری نشده و نخواهد شد.