کد خبر: ۶۰۱۵۹
۳۰۳۰ بازدید
۵۰ دیدگاه (۴۴ تایید شده)

20 مزیت الفبای لاتین بر الفبای فارسی

۱۳۹۵/۳/۲۶
۱۸:۵۶

با سلام و احترام محضر کاربران و مخاطبان عزیز صدای میانه

مقاله "20 مزیت الفبای لاتین بر الفبای فارسی" ماحصل سالها فیش برداری بنده در ارتباط با استخراج نقاط ضعف عدیده الفبای عربی ـ فارسی و برتری های الفبای لاتین بر این الفباست که در وبگاه شخصی خود قرار داده ام و علاقه مندان می توانند با نقطه نظرات خود این تحقیق را تکمیل فرمایند.

 

لینک مقاله:

http://www.Naebi.ir/52

 

کانال صدای میانه در روبیکا کانال صدای میانه در تلگرام

نظر شما

۹۹/۷/۱۴ ۱۱:۳۳

خط لاتین برای ترکیه ایها یک موهبت بود، و تعداد باسوادهای آنان را از 25 درصد، به 75 درصد رساند.

پس از دوم دبستان چیزی به نام دیکته در ترکیه وحود ندارد. چون همه، نُمره ی 20 می گیرند.

مقیسه کنید با آن نماینده ی مجلس که بارها سعی کرد، ولی موزه ی لوور را نتوانست تلفظ کند.

۹۹/۷/۱۴ ۱۱:۲۴

شاخص ترین، بارز ترین، ممتازترین، و منحصرترین خط جهان، خطّ لارسی است، که به دو دلیلِ مهم به این صفات آراسته شده است.
1 - همانی که نوشته می شود خوانده می شود. مثل خط سیریلیک.
2 - از همان 26 حرفِ استاندارد بین المللی، که برای آی دی، و پَسوُرد می نویسند، استفاده می کند.

و این دو صفتِ توأماً مخلوط، آن را به درجه ی انحصاری رسانده است.
برای آشنائی با خط لارسی، به این آدرس بروید :
larsi1.jigsy.com

ویا آنکه : فقط این کلمه را در گوگل سرچ کنید، و اوّلین گزینه را انتخاب کنید :
larsi1

همچنین می توانید این مطلب را سرچ کنید : معایب خط فارسی

۹۸/۹/۱۶ ۱۰:۴۸

با سلام خدمت همه دوستان گرانقدر
جالبه دوستان بدونین که اتفاقا خیلی وقته (از سال 1391) استانداردی توسط کمیته نامگذاری مناطق جغرافیایی ایران تهیه و به تصویب سازمان ملل هم رسیده و پس از اون به تمام وزارت خانه ها هم ابلاغ گردیده است.
برای اطلاع بیشتر کافیه توی ویکی پدیا و گوگل «لاتین نویسی فارسی» یا «الفبای دوم» رو جستجو کنین.
این شیوه نامه در حال حاضر در نقشه ی گوگل ، فرهنگ نامه ی معین و عمید و حتی سایت ثبت احوال برای آوانگاری(تلفظ درست) نام ها در حال استفاده است.
پس عملا مساله حل شده هست. پس سر خودمونو درد نیاریم.
و بیاین زحمت خوندن این شیوه نامه (استاندارد لاتین نویسی فارسی) رو بکشیم.
تا از این نابسامانی و آشفتگی های رها بشویم.
یا حق..

۹۵/۴/۱۹ ۰۰:۴۴

دوست عزیز شما جواب بنده را ندادید چگونه میشود این خط ایرانی باشد در حالیکه برای آواهای خاص فارسی (گچ پژ) تا چند قرن شکل نوشتاری نداشته اما برای آواهای خاص عربی که در فارسی وجود ندارد(ط و ظ و ض و...) از همان ابتدا شکل نوشتاری داشته است؟! در مورد ایرانی بودن کلمه انبار حرف شما درست است ولی بگذارید مثالی بزنم، نام منطقه کاپادوکیه(در آناتولی مرکزی) ریشه ای در زبان باستان ایران دارد اما این منطقه در طول تاریخ غالبا خارج از مرزهای جغرافیایی و فرهنگی ایران قرار داشته در مورد منطقه الانبار هم همانطور که گفتم اگر شما به نقشه های ایران در طول تاریخ نگاه کنید مشاهده خواهید کرد که منطقه ای بوده که بین ایران و روم دست به دست میشده و مردم اون منطقه اکثرا سامی تبار (عرب) بوده اند. و به همین دلیل در زمان حمله اعراب به ایران خیلی زود مطیع اونها شدن.
ریشه خط عربی خط سریانی هست که در حیره(منطقه ای عرب نشین در بین النهرین در نزدیکی کوفه) به شکل خط کوفی تکامل یافته است. خط سریانی در مناطق غربی بین النهرین یعنی الانبار عراق و مناطقی از شام(سوریه فعلی) رواج داشته که از دیرباز سکونت گاه اقوام سامی تبار بوده و ربط چندانی به تمدن ایران ندارد. (اگر خط عربی از خط پهلوی ساسانی یا خطوط اوستایی اقتباس شده بود آنوقت میشد ریشه ایرانی برای آن در نظر گرفت.)
در مورد سیبویه هم بنده کی گفتم ایشان زبان عربی را اختراع کرده؟ گفتم از معدود ایرانیهایی بوده که در کنار اعرابی که اسمشان را آوردم در زمینه اصلاح و تحول خط عربی اولیه (ابداع ضمه، فتحه، کسره و تنوین‌ها) اقداماتی انجام داده. هرچند که مهمترین کارش نوشتن صرف و نحو برای زبان عربی هست.

۹۵/۴/۱۸ ۲۳:۳۹

دوست عزیز اکثریت مسلمانان جهان (مسلمانان جنوب و جنوب شرق آسیا و آسیای مرکزی،قفقاز، ترکیه،بالکان و مسلمانان آفریقایی البته به جز اعراب شمال آفریقا و ...) خط اصلیشان غیر از خط عربی هست ( از 1.5 ملیارد مسلمان فقط حدود 500 میلیون نفر خطشان عربی هست!)و گمان نمیکنم در خواندن نماز مشکلی داشته باشند. سه حرف س و ث و ص در زبان عربی تلفظ جدا دارند نه فارسی. همین مساله یکی از بزرگترین ایرادات استفاده از خط عربی برای زبان فارسی هست که برای آوایی که در زبان فارسی وجود ندارد شکل نوشتاری داریم! و همین مورد باعث غلط املاییهای بسیار حتی در بین قشر تحصیل کرده شده که نمونه های آنرا در فضای مجازی بکرات میبینیم. خود من پایین تر مهمل را اشتباها محمل نوشتم.

۹۵/۴/۱۸ ۲۳:۱۸

دوست عزیز در پاسخ به جناب اقدم هم گفتم بحث، بحث خط لاتین هست نه خط انگلیسی یا فینگلیشی که در ایران رواج دارد.اینکه مثلا o در انگلیسی چندین صدا دارد ایراد خط انگلیسی هست نه خط لاتین، منظور کسانی که از خط لاتین صحبت میکنند خط اصلاح شده ایست که هر آوا با یک حرف نشان داده شود و برعکس هر حرف فقط و فقط نشانگر یک آوا باشد برای مثال میتوانید در فرهنگ معین و عمید نمونه هایی از این دست را ببینید.

۹۵/۴/۱۸ ۰۰:۴۵

کلمه ی انبار ایرانی هست از ریشه انباشتن مصدرش امده چگونه از استانی که ایرانی بودند خط عربی امده شرق سوریه هم کرد هستند ریشه خط عربی از کوفه بوده و حجاز این مناطق نامبرده شما ایرانی بودند حتی باغداد که بغداد شده شیبویه هم زبان عربی اختراع نکرده ایشان کاشف رموز دستوری ان بوده فقط حال

۹۵/۴/۱۸ ۰۰:۴۰

بعد نکته دیگر خط لاتین هم مثل فارسی نقیصه دارد نمونه در جاییuصدای آ خوانده میشود درجای دیگر صدا او میدهد حرف o هم چندین صدا داردمانند جایی که مدل خوانده میشود ولی درmother صدای آ میدهد

۹۵/۴/۱۸ ۰۰:۳۷

با سلام یک نقیصه خط لاتین کند نویسی ان هست چون حروف از هم جدا هستند زمان بیشتری برای نوشتن میخواهند درحالیکه خط کوفی چون حروف پشت سرهم هستند تند نویستر هست و در نوشتن سریع هست بعد هویت ما با این خط شکل گرفته سه حرف س ث و ص سه تلفظ جدا دارند مثلا تلفظ صمد یعنی بی نیاز .تلفظ سمد یعنی بارور کردن و ثمد معنی دیگری دارند حال اینها در فارسی کاربرد ندارند ولی ما همه را یکجور میخوانیم که باعث میشود معنی نماز فرق کند.بیاییم حروف مخصوص کوفی را ایرانیزه تر کنیم وتغییر بدهیم تا مناسب شود نه اینکه کل خط عوض کنیم

۹۵/۴/۱۶ ۱۴:۱۱

اصلاحیه در ابتدای بند دوم:
در ضمن ایرادات خط عربی به هیچ وجه قابل مقایسه با خط انگلیسی نیست و بسیار بیشتر است.

۹۵/۴/۱۵ ۱۵:۵۸

جناب اقدم بحث بر سر خط لاتین هست و نه انگلیسی، خط اصلاح شده و استانداردی که برای هر آوایی تنها یک حرف داشته باشد و بالعکس هر حرفی نماینده یک آوا باشد. در صورتی که انگلیسی چنین نیست. و این استدلال هم که چون فلان شخص یا کشور هم مشکل ما رو دارد پس ما هم باید دست روی دست بگذاریم با هیچ عقل سلیمی جور در نمی‌آید. هرچند که خیلی از اروپایی ها برخلاف ما که هاله‌ی نور بدور خطمان کشیده ایم،خطشان را اصلاح کرده اند!
در ضمن ایرادات خط عربی به هیچ وجه قابل مقایسه با خط انگلیسی نیست و بسیار کمتر است،برای مثال خط عربی راست نویس است و با ریاضی هم خوانی ندارد (این را دانشجویان رشته های مهندسی و مهندسان بخوبی درک میکنند) و برخلاف خط لاتین که خط انگلیسی هم زیر مجموعه ای از این خط میباشد. چسبیده نویس هست. این چسبیده نویسی باعث میشود که اول شکل نوشتاری حروفی مانند "ع"و"غ"و"ه"و... بسته به جایشان در کلمه متفاوت باشد (در حالیکه در خط لاتین همچین مشکلی وجود ندارد) مثلا 4 شکل نوشتاری "ع" در واژه های "علی"،"معلم"، "جمع" و "مجموع" این یعنی نیاز به کاراکتر بیشتر در برنامه نویسی و در نتیجه سختتر شدن آن و عقب ماندگی زبان فارسی در دنیای کامپیوتر. دوم اینکه چسبیده نویسی باعث بوجود آمدن معضل بی پایان "سرهم نویسی" و "جدا نویسی" که هر سال یک تبصره برای آن کشف میکنند که سرهم نوشتن فلان لغت درست و جدا نوشتن ان غلط است در حالی که سال قبلش برعکس این مساله درست بوده!

۹۵/۴/۱۵ ۱۵:۲۵

با اجازه از جناب نائبی نظر دکتر باطنی که از بزرگترین استادان و متخصصان حال حاضر زبان فارسی هستند را نیز در ادامه می اورم که خواندنش برای کسانی که خیلی با این قضیه آشنا نیستند خالی از لطف نیست


معایب خط فارسی

دکتر محمد رضا باطنی
وقتی درباره زبان سخن به میان می‌آید، اکثر مردم به طور ناآگاه به خط و نوشته فکر می‌کنند. ولی باید همواره به خاطر داشت که زبان اصل و خط فرع است و خط، به عنوان یک وسیله ثانوی، برای نمایاندن زبان به وجود آمده است.
با توجه به اینکه خط فارسی برای نشان دادن صداهای زبان فارسی ناتوان است. معایت مهم خط فارسی را به اختصار می‌توان چنین برشمرد.
۱- مصوت های /o/ /e/ /a/ در خط نمایانده نمی‌شوند. مثلا «کَش»، «کِش»، «کُش» را در خط یک جور می‌نویسند. اشتباهات تلفظی و سوءتفاهماتی که در خواندن یک متن از این رهگذر پیش می‌آید بسیار است. چون مصوت‌های سه گانه بالا در خط وارد نمی‌شوند بسیاری از کلمات که تلفظ و معنی مختلف دارند یک صورت نوشته پیدا می‌کنند. مثلا صورت‌های: سقط، مهر، اقدام، اعمال، اخبار، اعلام، علم، اتباع، مجاز، رب، اسناد، ملک، پر، عده، چک، نسبی، حکم، ظهر، خلق، مثل، ترکه، در، مرد، خرد، تف، کرم، گرد، چرا، مسلم، سحر، سفت، صفر، و صدها صورت دیگر که گاهی چندین تلفظ و چندین معنی کاملا مختلف دارند. البته در مورد بعضی از کلمات آشنا از سیاق عبارت یا فحوای کلام می‌توان معنی آن‌ها را حدس زد و آن‌ها را درست تلفظ کرد، ولی در مورد کلماتی که برای خواننده آشنا نباشند، و مخصوصا در مورد کلمات خارجی و اسم‌های خاص که به خط فارسی نوشته شده باشند، فحوای کلام نیز نمی‌تواند دشواری تلفظ را بر طرف نماید.
۲- چون بعضی از صامت‌ها مکرر هستند، یعنی تشدید دارند و در عمل علامت تشدید آن‌ها نوشته نمی‌شود، اغلب دو کلمه کاملا متفاوت، یک صورت پیدا می‌کنند. صورت‌های «بر»، «کره» و «ماده» با تشدید و بدون تشدید کلمات متفاوت با معانی متفاوتی هستند. گاهی اوقات دشواری تلفظ و اختلاط معنی ناشی از ترکیب دو نقض بالا است: مثلا اختلاط کلماتی که به صورت، محرم، رویه، مقدم، سر، در خط ظاهر می‌شوند، ناشی از فقدان مصوت و تشدید با یکدیگر است.
۳- برای بعضی صداها بیش از یک علامت وجود دارد. مثلا برای صدای /s/ حروف «س»، «ص» و «ث» و برای صدای /z/ حروف «ز»، «ذ»، «ظ» و «ض» و برای صدای /t/ حروف «ت» و «ط» و برای صدا /h/ حروف «هـ» و «ح» و برای صدای /q/ حروف «ق» و «غ» به کار برده می‌شود. هم چنین دو حرف «ع» و «ء» نیز نماینده یک صدا هستند. این تعدد حروف از آن جا است که کلماتی که از عربی به فارسی آمده‌اند، بعضی دارای صداهایی بوده‌اند که در فارسی وجود نداشته است، در نتیجه فارسی زبانان نزدیک‌ترین صدایی را که در زبان خودشان وجود داشته، به جای آن‌ها نشانده‌اند. بدین ترتیب اختلاف املای کلمه که نماینده اصل عربی آن‌ها است حفظ شده، ولی تلفظ آن‌ها فارسی و یکنواخت شده است. گذشته از این که بسیاری از این کلمات از اصل فارسی به عربی رفته و دوباره به فارسی برگشته‌اند، از آن جایی که سال‌ها است این کلمات در فارسی به کار برده می‌شوند و در نتیجه تلفظ و معنی آن‌ها تغییر کرده است، باید آن‌ها را فارسی پنداشت. نوشتن آن‌ها به صورت اصلی عربی، نه تنها فارسی زبانان را به خارجی بودن آن‌ها حساس می‌کند – که خود کار نادرستی است زیرا این‌ها جزو واژگان فارسی شده‌اند – بلکه از نظر صوت شناسی نیز نامناسب است زیرا، چنان که گفتیم، هر دسته ازاین حروف نماینده یک صدا هستند و تمایز اصلی آن‌ها در فارسی از بین رفته است.
۴- بعضی حروف نمایده بیش از یک صدا هستند. مثلا «و» می‌تواند نماینده /o/ باشد مانند «تو» /to/، یا نماینده /u/ باشد، مانند «رو» /ru/ یا نماینده /v/ باشد، مانند «ولی» /vali/، یا نماینده /ow/ باشد، مانند «روشن» /rowšan/. «ی» می‌تواند نماینده /y/ باشد، مانند «یار» یا نماینده /i/ باشد، مانند «کی» /ki/. در نتیجه صورت نوشته «دین» می‌تواند دو تلفظ و دو معنی داشته باشد: /deyn/ و /din/؛ هم چنین صورت‌های نوشته «کی»، «نیل» و مانند آن. «ا» در میان یا پایان کلمه نماینده صدای /â/ است، مانند «رفاه»، «جفا» و غیره ولی در آغاز به تنهایی می‌تواند نماینده سه صدا باشد مانند /a/ در «احمد»، /e/ در «اجبار» و /o/ در «الفت»؛ به صورت «آ» می‌‌تواند نماینده /â/ باشد، مانند «آب». به کمک حروف «و» و «یـ» می‌تواند به ترتیب نماینده صداهای /u/ و /i/ باشد، مانند «او» /u/ و «ایران» /iran/. بدین ترتیب، حرف «ا» به تنهایی یا با کمک حروف «و» و «یـ» می‌تواند در آغاز نماینده شش مصوت باشد.
۵- یک حرف بسته به جای خود در کلمه و بسته به حروفی که در پس و پیش آن قرار می‌گیرد لااقل به چهار صورت نوشته می‌شود: ع ـع ء ـعـ. بعضی حروف مانند «ی» چهار صورت نیز بیشتر پیدا می‌کنند.
۶- مسئله قطع و وصل حروف، که بعضی به هم می‌چسبند و بعضی نمی‌چسبند، مشکل دیگری است. در مورد حروفی که به هم می‌چسبند نیز مرز مشخصی وجود ندارد، به همین جهت تصمیم آن اغلب به سلیقه فردی نویسنده واگذار می‌شود. بعضی اوقات دیده می‌شود که چندین کلمه را به هم می‌چسبانند، مانند «اینستکه» (این است که) «طوریستکه» (طوری است که) و مانند آن. اشکال دیگری که از قطع و وصل حروف ناشی می‌شود این است که گاهی فاصله بین حروف منفصل یک کلمه، در نوشتن یا در چاپ، کم و زیاد می‌شود، در نتیجه خواندن آن کلمه مشکل می‌شود و یا اصلا معنی دیگری پیدا می‌کند. مثلا اگر فاصله بین حروف در جمله «ما در آن جا هستیم» به هم بخورد جمله می‌تواند معنی دیگری داشته باشد: «مادر آن جا هستیم».
۷- اضافه که یکیاز عناصر بسیار فعال دستوری در زبان فارسی است، معمولا به صورت مصوت /e/ در تلفظ ظاهر می‌شود و چون این مصوت در خط فارسی وارد نمی‌شود بنابراین اضافه هم نوشته نمی‌شود. در نتیجه این نقص بزرگ گاهی خواننده جمله را تا آخر می‌خواند و آن را بی معنی حس می‌کند. ناچار برمی‌گردد و دقیق‌تر نگاه می‌کند و پی می‌برد که اضافه‌ای در تلفظ وارد نکرده یا بی جهت وارد کرده است. گاهی اوقات نیز کم و زیاد کردن اضافه جمله را بی معنی نمی‌کند، بلکه معنی آن را تغییر می‌دهد. مثلا در جمله «مردم دیگر این کار را نمی‌کنند» اگر اضافه‌ای پس از «مردم» قرار گیرد یا نگیرد معنی جمله به کلی فرق می‌کند. هم چنین بود و نبود اضافه پس از کلمه «اغلب» در جمله «اغلب ِ مردم این طور فکر می‌کنند» معنی آن را تغییر می‌دهد.
۸- فراوانی نقطه‌ها و پس و پیش شدن آن‌ها و گاهی اوقات حذف آن‌ها اشکالات فراوانی ایجاد می‌کند که درباره آن‌ها داستان‌هایی ساخته شده است.
۹- علاوه بر معایب فوق، رسم الخط‌های مختلف، شکسته نویسی و قوانین پیچیده و اختلاف سلیقه‌ها در مورد املای همزه و مانند آن بر اشکال خواندن و نوشتن خط فارسی می‌افزاید.
اصلاح خط کار آسانی نیست. زیرا گذشته از اشکالات فنی، موضوعی است که درباره آن سوءتفاهمات زیادی وجود دارد و با احساسات شخصی و ملی افراد برخود پیدا می‌کند. مسئله اصلاح خط امری است زبان‌شناسی، اقتصادی، اجتماعی، روانی، ملی و آمیختگی این جنبه‌ها، بحث آن را در هر کشوری به جدالی پر هیجان تبدیل می‌کند.
بعضی از مخالفت‌هایی که با تغییر یا اصلاح خط می‌شود، ناشی از سوءتفاهم است. مثلا یکی از کسانی که در یک مناظره علیه تغییر خط صحبت می‌کرد، می‌گفت «تغییر خط، زبان فارسی را از بین می‌برد»، غافل از این که زبان را با هر خطی می‌توان نوشت و تغییر خط نمی‌تواند زبان را نابود کند. بعضی دیگر دوست دارند همیشه به گذشته بچسبند و با هر تغییری مخالفت کنند. در مورد خط، یک عامل روانی نیز اضافه می‌شود و آن این که هر قدر خط مشکل‌تر باشد، رنج یاد گرفتن آن بیشتر است و کسانی که رنجی کشیده و این خط مشکل و کج و معجوج را آموخته‌اند نمی‌خواهند به آسانی دست بر دارند و حاصل زحمت سالیان دراز خود را تباه شده ببینند. عده دیگری نیز که دستخوش احساسات ملی افراطی هستند و افتخار ایران را در چیزهایی می‌دانند، خوب یا بد، که از گذشته به ارث رسیده، بدون این که مصالح فرهنگی و اجتماعی معاصران و آیندگان را در نظر بگیرند، با تغییر یا اصلاح خط مخالفت می‌کنند زیرا آن را به منزله تباه شدن میراث گذشته می‌دانند. عده‌ای نیز به این علت که تغییر خط به آن‌ها زیان‌های مادی وارد می‌کند، با آن مخالفت می‌ورزند.

خط فارسی باید تغییر کند یا اصلاح شود. خط امروز ما بسیار نارساست و برای منظورهای علمی و دقیق، قابل اطمینان نیست (و به همین علت است که هر جا دقت مطرح باشد، ما مجبوریم تلفظ کلمه را با کمک حروف لاتینی یا وسایل دیگر تثبیت کنیم.) علاوه بر این، چنان که گفته شد، این خط در بسیاری موارد از سرعت خواندن می‌کاهد و موجب اشتباهات و سوءتفاهمات زیادی می‌شود. یاد گرفتن آن برای دانش آموزان و بزرگسالان نوآموز رنج‌آور است، و مانع دلسردکننده‌ای است برای خارجیانی که بخواهند با زبان و فرهنگ ما آشنایی پیدا کنند.
برگرفته از: کتاب زبان و تفکر

۹۵/۴/۱۵ ۱۵:۱۶

دروغ نگویید دوست عزیز، کدوم زبان شناس اروپایی همچین محملی گفته است؟! مگر میشود خط عربی از ایران برای اعراب برده شده باشد در حالی که حروف متناسب با آواهای عربی همانند "ط"و"ض"و... که در فارسی این آواها موجود نیستند را شامل میشود! جالب است که بدانید حروف فارسی "گچ پژ" بعدا به این خط اضافه شده است حالا چگونه این خط میتواند ایرانی باشد! تراشیدن ریشه‌ی ایرانی برای این خط را فقط در چهارتا وبلاگ متعلق به عده ای پان ایرانیست افراطی واپسگرا و تندرو مذهبی میبینیم که از تغییر خط میترسند در حالیکه خط عربی هم در طول زمان تغییراتی داشته و شما اگر نسخه های اولیه قرآن را ببینید متوجه حرف من میشوید و آن موقع در زمان ائمه کسی ندای وا اسلاما بخاطر تغییر در خط کوفی نداده است. نکته دیگر اینکه اکثریت مسلمانان به خطی غیر از خط عربی مینویسند و با تغییر خط بر خلاف تصورات افراطیون غیر مسلمان نشدند.
شما اگر میتوانید منبع معتبری از این دانشمندان اروپایی که گفته اند خط عربی از ایران به دست اعراب رسیده ارائه کنید. اما واقعیت این است که ریشه خط عربی در منطقه الانبار عراق و شرق سوریه فعلی بوده است و نه خط پهلوی ساسانی یا دین دبیره. شما اگر به نقشه های تاریخی نگاه کنید میبینید که مرز غربی ایران (مرز جغرافیایی و فرهنگی) بطور معمول رودخانه فرات بوده است و مناطق غربی تر از جمله همین منطقه بین ایران و روم دست به دست میشده و البته مردم این منطقه هم سامی نژاد بوده اند با فرهنگ و زبانی متفاوت با ایرانیها. و جالب اینکه کسانی هم که در تغییر و تحول خط عربی به شکل امروزی نقش داشته اند هم اکثرا عرب بوده اند. افرادی مانند ابوالاسود دوئلی، نصر بن عاصم ، خلیل بن احمد فراهیدی و یحی بن یعمر الدوانی. و در این بین وبلاگ های تحریف گر با سانسور کردن نام این افراد، تغییر و تحول خط عربی را فقط به نام ابن سیبویه شیرازی میزنند!
اصلا به فرض محال این خط ایرانی باشه،خب که چی؟! آیا از اشکالاتش کم میکنه؟! آیا ما باید همیشه و تا آخر دنیا از ابداعات تاریخ مصرف گذشته خودمان استفاده کنیم؟! اگر شما واقعا به این قضیه اعتقاد دارید بایستی به سبک قرون وسطایی زندگی و برای دادن پیام به دیگری به جای ایمیل و اس ام اس و تلگرام و... از چاپار و چاپارخانه که اختراع ایرانیها بوده است استفاده کنید!

۹۵/۴/۴ ۱۲:۴۸

باسلام. لااقل 1 مورد را اشاره میکردید.

۹۵/۴/۲ ۱۴:۵۳

با سلام و درک اینکه مقاله جنابعالی تخصصی بوده و حاوی موارد علمی-فنی ارزشمندی است اما بعنوان یک نظر باید بگویم برای تمام بندهای مقاله تان نظرات مخالف و نقض کننده وجود دارد که محمل و مجالی طولانی می طلبد. همچنین اکثر بندها را می توان دلایل رد نظر ارائه داد. برخی مزیت های زبان لاتین که اشاره شده، معادل فارسی دارد. همچنین برخی ایرادات زبان فارسی که گفته اید، ایرادات مشابهی در زبان های لاتین دارد./
با احترام: لیسانس زبان انگلیسی- مدرس مکالمه انگلیسی

۹۵/۳/۳۰ ۱۰:۳۸

الفبای ترکی؟ منظورتون الفبای گوکتورکهاست؟ تو دنیا کمتر از ۱۰۰ نفر میتونن به این الفبا نگارش کنن، امروزه الفبای عربی تعمیم یافته، سیریلیک روسی و تعمیم یافته لاتین برای ترکی استفاده میشه، من که به عنوان یه ترک الفبای ترکی نمیشناسم! جایی تو دنیا الآن برای ترکها الفبای مخصوص هست؟

۹۵/۳/۲۹ ۰۹:۵۲

البته 40 حرف انگلیسی (که خود جای بحث است) با احتساب صداهاست. در زبان ترکی فقط 9 حرف مربوط به صداهاست که کاملترین نوع صداهای تکلمی است. مضافاً در بسیاری از زبانها از جمله انگلیسی یا ترکی یا فارسی، با گذشت زمان بعضی حروف در حروف هممخرج و مشابه ادغام شده اند. مثلا در زبان انگلیسی 3 نوع حرف "س" داشتیم که یکی از آنها حذف شده و الآن نقش حرف C خنثی به نظر می رسد. یا در زبان فارسی 2 نوع حرف "ز" داشتیم که حرف ز ـ ضعیف، در حرف ز ـ غلیظ ادغام شده است و الآن نقش حرف "ذ" در فارسی خنثی است درحالیکه کلمات "گذشت، گذار و ..." کاملا فارسی اند نه عربی. یا در زبان ترکی 2 نوع حرف نون داشتیم که نون غنه جای خود را به نون ساده داده ولی کلمات آن حتی در زبان فارسی نیز باقی مانده است مانند: بانگ و درنگ.

تنوع حروف و صداها تا حدودی بیانگر برتری زبانی می تواند باشد ولی شرط کافی نیست. مثلا همین الآن ما دو نفر می توانیم برای زبان فارسی 10 حرف استخراج کنیم اما باید این زبان کشش استفاده از این الفبا را داشته باشد.

۹۵/۳/۲۹ ۰۹:۴۵

این مقاله فقط درباره برتری الفبایی صحبت می کند نه برتری نژادی و تمدنی و تاریخی و حتی نه برتری زبانی. فقط مزایای الفبایی.

۹۵/۳/۲۸ ۱۶:۴۸

برادر حرف ها شکل مختلف دارند توی لاتین مثل č. Ç. ¢ ć ēeéěêę

۹۵/۳/۲۸ ۱۴:۴۹

با سلام و ادب

در کتب زبان شناسی آمده است که در حدود 40 صدای متفاوت در زبان انگلیسی وجود دارد. در حالی که تنها 26 حرف وجود دارد. برخی حروف مانند "C" دو صدا در زبان انگلیسی تولید می کنند. در حالی که همین حرف در ترکی استانبولی نمایانگر صدای "ج" است. آیا می توان این محدودیت در تعداد حروف را نوعی ضعف تلقی کرد؟ 

۹۵/۳/۲۸ ۱۴:۰۱

یونان مهد غلم بوده نه بابل به همین دلیل افلاطون ارسطو و امثال اون همه از یونان بودند البته ایران مهد تمدن بوده

۹۵/۳/۲۸ ۱۳:۵۹

پس خودتون هم قبول دارید که عرب بعدا تشکیل شده عرب بعدا از سامیها و بابلیها اومده پس عرب یک مساله تازه تشکیل شده است

۹۵/۳/۲۸ ۰۲:۲۵

برادر عزیز تاریخ را نمی دانی خط میخی از زمان ماد و هخامنشیان وارد ایران شد از طریق بابل و عیلام در سه هزار سال پیش که در ریاضیات نجوم خیلی پیشرفته بودن و ایرانیان زبان خود را با ان خط نوشتند سامی ها و ارامی ها اجداد اعراب هستند لزوما نه خود اعراب بلکه نوادگان انها بعد اعرابی تو میگویی امروزه به این نام میگوییم ان زمان فقط شبه جزیره عرب بودند بعد ها با تصرف سرزمین های دیگر سامی ها به همه انها عرب اطلاق شد بابلی ها و اعراب چون از یک جد سام بودند زبان تقریبا یکسان داشتند دانشگاه جندی شاپور هزار سال بعد از دوره کیانیان توران و مادها در سلسله ساسانیان ساخته شد در حالیکه ایران از سه هزار سال پیش خط میخی بوده و حرف شما اشتباه هست که زمان جندی شاپور و هزار و پانصد سال بوده . در ایران خواندن نوشتن انحصار طبقه اشراف بوده و مردم عادی حق خواندن نوشتن نداشتند و درصورت یادگیری مجازات میشدند بخاطر همین هست بعد از اسلام ازاد شدن خواندن نوشتن ناگهان تحول علمی در ایران ایجاد شد و دانشمندان زیادی ظهور کردند بطوری که در زمان ساسانیان و اشکانیان ایرانیان نابغه های نظامی بودند بعد از اسلام به نوابغ علمی تبدیل شدند بخاطر تحول اجتماعی .تاثیری که فردوسی با نوشتن و سرودن تاریخ ایران و توران«ترکان» گذاشت هند و چین اروپا در برگرفت فردوسی با زبان شعر ایران نگه داشت و نفوذ سیاسی ایران را با شعر به سه قاره رساند!! درحالیکه شاهان ساسانی با زور شمشیر این همه نفوذ نتوانستند بکنند ولی قبل از اسلام ایرانیان نوابغ جنگ بودند چرا ؟.اصول جنگ های شبه نظامی و غافلگیرانه که نبردهای پارتیزانی گرفته شده از نام پارت ها گرفته شدند و امروزه به اینگونه نبردها پارتیزانی میگویند اصول سپاه پاسداران هم شیوه جنگ پارتیزانی هست و یک سازمان کلاسیک نیست . وچکیده مبحثم اینه نباید دروغ بگوییم خط از سامی ها ارامی ها گرفته شده ایران هم حکومت داری و....به اعراب اموخت واین تبادلات علمی در قدیم مرسوم بوده مثل الان و در ایران قبل از اسلام چون علم و اگاهی یک مقوله انحصاری مخصوص اشراف بوده نگذاشتند از نظر علمی جامعه رشد کند که نتیجه اش سقوط ساسانیان شد شما ببینید در روم برعکس بوده افراد عادی می اموختند ولی افراد ثروتمند خواندن نوشتن عار میدانستند جالب انکه هزار سال هم دیرتر نابود شدند!!
بخاطر همین گسترش علم و زبان فرهنگ هر ملت باعث دوام پایداری انها هست .

بعد نکته اخر حروف لاتین از یونان و ایتالیا امده ایا المان ها و انگلیس ها می ایند بگویند چرا ماله ما نیست الان ما پیشرفته ایم

۹۵/۳/۲۸ ۰۱:۰۷

خط الفبای فارسی حتی در برخی اثار باستانی دیده میشه البته ایران مهد تمدن بوده و یونان مهد علم بوده نه بابل وقتی ایرانیها دانشگاه جندی شاپور داشتن اعراب امی بودن حالا کسی که بیسوادی به اون حاکم هست بعیده خط هم داشته باشه البته خط میخی همان به شکل الفبای کنونی نوشته میشد اعراب که از ایران خط قران رابردن ابتدا نقاطش را نداشتند

۹۵/۳/۲۷ ۱۹:۳۴

با سلام من خودم مطالعات زیادی در تاریخ ایران توران دارم خط ایرانیان اولین بار خط میخی بوده است که از تمدن بابل گرفته شده بابای ها سامی نژاد هستند خط پهلوی هم از ارامی ها امده ایرانیان خط خود را نداشتند ولی اولین تولید کنندگان نخ سازنده اسیاب ابی فرش و کارتون بوده اند اما خط ایران از قسمت های سامی و ارامی نژاد گرفته که اجداد اعراب و اسراییلی ها بودند اما دلیل نمیشه تمدن ها باهم ارتباط داشتند ایران به انها سازمان اداری حکومتی داد و ایران هم شعر را وارد کرد شعر های زمان پهلوی مانند شعر نیما یوشیج بودند و قافیه نداشتند وبا وارد شدن شعر عربی فن قافیه سازی رواج یافت کلا منظورم این تمدن ها وامدار هم هستند و همه از همدیگر چیزی را قرض گرفته اند

۹۵/۳/۲۷ ۱۸:۲۱

یک زبان شناس که اهل اروپا بود میگفت خط عربی و قران از ایران به عربها برده شده است این خط الفبا اصلا مال ایران هست البته کتابهای مارا که نشان از تسلط یا برتری ایران براعراب میباشد وقتی اعراب به ایران حمله کردن اکثرانها را اتش زدند و خودشان راجای برتریهای ما گذاشتند بایددرکتب خارجیها دنبال اصلش بود که یه محقق اروپایی میگفت خط الفبا مال ایرانیهاست

۹۵/۳/۲۷ ۱۷:۱۲

آقا جون {نذارید} غلط می باشد {نذارین} تو محاوره  استفاده می شود نگذارید هم مناسب مخاطب محترم سایت میانه نمی باشد .

از اینکه در سایت میانه در هامش های درج شده، لینک های غیر مجاز را استفاده نمی نمایید پیشاپیش سپاسگزاری می نماییم.

۹۵/۳/۲۷ ۱۵:۰۹

نه سخن از ترکی است نه مزیت زبانی. فقط مزیت الفبایی بحث شده است.

۹۵/۳/۲۷ ۱۵:۰۸

سخن از الفباست نه زبان.

۹۵/۳/۲۷ ۱۴:۰۰

همین 20 مزیت رو یه کتابش کن جناب نائبی

۹۵/۳/۲۷ ۱۴:۰۰

زبان ترکی خیلی خوبه

۹۵/۳/۲۷ ۱۳:۵۸

بطور کلی زبان انگلیسی بی قاعده ترین زبان هست، اما زبان عربی با قاعده ترین زبان.

۹۵/۳/۲۷ ۱۳:۰۷

مطلب بسیار سودمند و خوبی بود.
تغییر دادن و یا ندادن الفبای فارسی به لاتین، این حقیقت را که مزایای الفبای لاتین از الفبای عربی بیشتر هست را پنهان نمی کند. این حقیتی است که شاید برای برخی هم تلخ باشد!

۹۵/۳/۲۷ ۱۱:۵۳

لینک خارجی نذارید لطفا!

۹۵/۳/۲۷ ۰۱:۰۲

زبان ترکی از نظر استثنائات بی نظیر است و شاید جمعاً کمتر از 10 استثناء در تمام گرامرش داشته باشد.

آنچه می فرمایید در زبان ترکی با توجه به اینکه یک زبان هارمونیک و ملودیک است هر واژه ی دخیلی به سرعت ترکیزه می شود و در قالب هارمونیک ترکی قرار می گیرد مثلا با توجه به قانون "عدم تلاقی دو صدای آ  و اَ در یک کلمه، کلمه دخیل "خراب" یا باید "خَرَب" تلفظ شود یا "خاراب". با توجه به قاعده دیگری که هر جایی حرف خ باشد لباید آ باشد، لذا "خاراب" درست خواهد بود. یا با توجه به عدم وجود دو ساکن متوالی، کلمات قدر یا صبر یا نذر بصورت قدیر گئجه سی، صبیر گلدی، نذیر آشی درمی آیند.

۹۵/۳/۲۷ ۰۰:۵۵

بله ایرانیان دین بزرگی بر اعراب و صرف و نحوشان دارند اما روی سخن بنده در این تحقیق، این نیست.

در مورد آرایه های ادبی، نگارش با حروف لاتین محاسنی هم دارد. مثلا مقفّی شدن "عبث" و "جرس" مایه تعجب نمی شود: Abas و Jaras.

۹۵/۳/۲۷ ۰۰:۵۲

چنین نیست تا همین چند سده اخیر حروف پژگچ در نگارش فارسی وجود نداشت و بعداً از روی الفبای عربی شبیه سازی شد. ایرانیان حتی بعد از اسلام نیز به پهلوی می نوشتند و کتیبه ها و آثارش معلوم است لیکن ایرانیان الفبای عربی را تکامل دادند.

۹۵/۳/۲۷ ۰۰:۳۹

با سلام تحلیل خوبی بود علم مان زیاد شد کلا پژوهش خوب هست یک سوال داشتم مقاله ای خواندم در جایی که همانند اعلال و معتل در زبان عربی که حرف را مخفف میکنند مثل قل و در زبان ترکی هم اعلال وجود دارد و قواعد خاصی دارد نمونه های گفته شد که در ترکی کلمات با صداهای مکسور و شکسته اغلب با حروف مصوت بلند ترکیب میشوند مثل محمود که در ترکی در محاوره به ممود خوانده میشود ویا ابراهیم که طولانی نیست به ایبیش .ایا این ها جزو قواعد ترکی سازی زبان ترکی هستند و یا محاوره بیش نیستند مثل اکثر کلمه های ک دارند جایش را کلمه ه میگیرد البته استثنا دارد مثل تراختور که انهم در میانه میگویند ترهتور .
ایا اینها جزو قواعد زبان و مکانیسم زبان هستند و یا محاوره است تشکر باعرض معذرت فقط سوالی در ذهن بود

۹۵/۳/۲۶ ۲۳:۳۸

کتاب کلیله و دمنه را که میگویید در زمان ساسانیان ترجمه شد ولی تولید علم در انزمان کم بود اکثر دانشمندان ایرانی در زمان اسلامی بودند حتی فارابی که از دانشمندان ترک بود همین نگارش حضرت علی میتوان خواند ولی چرا چین خط کانجی خود را لاتین نمیکند بسیاری از قافیه های شعر در خط لاتین ناموزون میشوند شما زبان شناس هستید میدانید ارایه های ادبی که در این خط هست در لاتین ازبین می روند البته منظورم ارایه های ظاهری هست
نکته بعدی قواعد زبان عربی را اولین بار یک ایرانی به نام شیبویه نوشت تاقبل از ان اعراب دستور زبان خود را نمیشناختند او با مطالعه و کشف قواعد دستور زبان این زبان بوجود اورد ما نیاییم اساس را عوض کنیم تولید محتوا علم را بالا ببریم تا خط خود را مانند ششصد سال پیش به خط بین المللی تبدیل کنیم که در هند و چین عثمانی تدریس میشد

۹۵/۳/۲۶ ۲۳:۳۶

خط فارسى ازت ايران به عربها وارد شده بنابراين خط قران ايرانيست نه عربى ايرانى
واقعا متاسفم به ديدگاهتون

۹۵/۳/۲۶ ۲۲:۴۲

باسلام. کتابهای تاریخی بازنویسی می شوند. مگر الآن کلیله و دمنه را به همان نگارش می خوانید؟ مگر الآن کتابهای عربی و حتی خود قرآن کریم با نگارش حضرت علی علیه السلام مشابهت دارد؟

۹۵/۳/۲۶ ۱۹:۳۸

دست شما درد نکنه, فکری به حال قالب سایت شخصی خودتون بکنید, در تبلت قابل استفاده نیست, دوسوم صفحه را عکس شما و هدر سایت اشغال کرده و در یک سوم باقیمانده میشه صفحه رو اسکرول کرد.

۹۵/۳/۲۶ ۱۹:۲۴

خوب مزیت الفبای ترکی به الفبای فارسی رو هم میذاشتین!!!

۹۵/۳/۲۶ ۱۶:۲۲

با سلام به جناب مهندس نایبی این حرف را قبول داریم جالبه این طرح ماله 80 سال پیش بوده . ولی ما ترکان ایرانیان هزار سال کتب و تاریخ هویت مان به این خط هست و این باعث میشود بخشی از تاریخ و هویت ما نابود شود و در انزمان هم به این نتیجه رسیدند منصرف شدند کشور ژاپن و چین هم همینکار کردند و در کنارش خط لاتین هم اموزش دادند تنها نمونه این کار ترکیه هست که امروزه پشیمان شده اند چون تاریخ عثمانی به خط کوفی هست و معدودی افراد انرا بلدند

اخبار روز